|
|
مایلیکهن، شجاع دل ساده! خبرگزاری پویا پرسپولیسی:مایلی کهن دیروز دوباره غوغا کرد. باز هم مصاحبه و باز هم افشا، باز هم گرد و خاک! درست است که گاهی به بیراهه میرود و توپ فوتبال ما را به هالیوود و حیاط خانه تام کروز یا به کاخ سفید و مزرعه باراک اوباما می اندازد، جاهایی که شاید جرات نکنیم برویم سراغ توپمان را بگیریم ولی کلیات بیشتر حرفهایش درست است. حاجی کمی به در و دیوار میکوبد ولی مسیر را درست انتخاب کرده است. ما جایی که لازم بود در تقبیح رفتارش نوشتیم اما آیا این که میگوید چرا فیروز کریمی به بازیکن خودش و تیم رقیب فحش خوار و خاشاک میدهد حرف غلطی است؟ آیا از قداست محیط ورزش گفتن و این که نباید کریمی دلقکوار بعد از هر بازی بیننده و خبرنگار را به سخره بگیرد و چه تلخ که بیننده و خبرنگار از سر نا آگاهی قهقهه سر میدهند و نباید این گونه باشد، آیا این ها خواسته های گزافی است؟ کاش حاجی واقعاً بر خلاف زرینچه بایستد و تا آخر خط برود. کاش بتواند مدارکش را رو کند تا مردم بدانند آقای با مزه در دوپینگ یا حد مباحث مالی برنامههای خاصی داشته است. همان طور که دستیار سابقش در تیم تهرانی که این روزها برای خودش کسی است نیز پروندههای مالی و مسایل مربوط به دوپینگ وی شهره خاص و عام است گرچه چند وقت پیش یکی از آنها به طرز شگفت آوری مفقود و پس از آن مختوم شد. مدیر معروف باشگاهی روزی به نویسنده این سطور صریحاً گفت که دلیل عدم تمدید قرارداد آقای سرمربی تیمش این بوده که او بدون رضایت و اطلاع مدیرعامل رضایت نامه بازیکن موفق فصلش را در قبال دریافت ده میلیون تومان برای رفتن به پرسپولیس صادر کرد. چنین قدرتی از کجا بوجود آمده؟ صحبتهای جواد زرینچه نیز راست بود اما او در مقابل تهدیدها کم آورد. صحبتهای دکتر سیار نیز درست بود اما او یار و همراهی نداشت.
از این مثالها زیاد است. آقای با شخصیت و معلم فوتبال ما روزی تعریف میکرد که پیرمرد مسئولی در فدراسیون موقت ( در زمان کشمکش سازمان و کمیته انتقالی ) به او زنگ زده و درخواست کرده در کادر فنی باشگاه آقای سرمربی، یک بازیکن بازنشسته ملی را بپذیرد اما معلم با شرافت توصیه را نمی پذیرد. بعد ها ژنرال سرمربی تیم ملی میشود، پیرمرد به آقای معلم زنگ میزند و میگوید اگر فلان روز توصیه مرا قبول میکردی، امروز جای ژنرال تو با تصمیم خرد جمعی سرمربی تیم ملی بودی . لازم نیست ادامه دهم. کاش حاجی ادامه دهد، کاش کوتاه نیاید، کاش زبانش را نبرند! مثل جواد، مثل نوازی، مثل شاه حسینی و ... . من مشی سیاسی حاجی را قبول ندارم و گیر دادن هایش به قطبی را نیز بر نمی تابم . اما شجاعت او و شهامتش را ستایش می کنم، غنیمتی است. شاید ذره ای این جنگل فوتبال حالت انسانی و مدرن به خود بگیرد. شاید دلقک ها به سیرک برگردند. دوباره یاد مهران مدیری و مرد دو هزار چهره افتادم. جایی که بیژن شکیبا در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی در جواب سوال فنی یک خبرنگار گفت: (( این سوال ها و حرف ها رو ولش کن . یه جوک جدید بگم با هم بخندیم.)) نوشته شده توسط پویا |
لینک ثابت | موضوع:
اخبار باشگاه |
بازتاب خبر رسوایی اخلاقی آرش برهانی گفتگو با دختری که فوتبالیست جوان را ناخواسته پدر کرد: تنها یک شناسنامه برای کودک بی گناه می خواهم!
واقعا دوره زمانه بدی شده است وقتی می بینیم که فیلم و یا عکس هر فوتبالیست یا یک شخصیت مشهور که نباید ببینیم بر روی گوشی های موبایل ، تمامی بلوتوث داران وجود دارد مگر آن که خلاف آن ثابت شود! اما اتفاقی ، طی چند هفته اخیر رخ داده است که می تواند این وضع را بدترهم کند. زمانی که فردی بیاید و از ارتباط خود با یک فوتبالیست خبر دهد. امری که گویا قرار است جدیدا گریبان این قشر از جامعه را بگیرد!چندی پیش وبلاگ هوادار یکی از فوتبالیست های مشهور نظرهای عجیبی را دریافت می کرد مبنی بر اینکه به دلیل پاره ای از دلایل ، دست حمایت از آن فوتبالیست را بردارد. زمانی که مدیر وبلاگ در برابر این نظرات موضع گرفت ، آن نظر دهنده علت مخالفت خود را ارتباط نامشروعی دانست که آن فوتبالیست در زمانی با او داشته است که در نهایت منجر به بچه دار شدن از او و سایر مشکلات به وجود آمده به تبع آن شده است!!
در نگاه اول قضیه بسیار ساده بود و همه گان ، آن نظر دهنده را فردی دروغگو که در صدد جلب توجه و خراب کردن چهره آن فوتبالیست محبوب بود ، می دانستند. اما در ادامه مشخص شد قضیه به این سادگی ها نیز نیست. نظر دهنده که نظرات خود را با نام مستعار "آهنگ" در وبلاگ های طرفداران آن فوتبالیست مشهور می گذاشت از عکس ها و مدارک پزشکی خبر داد که در صدد افشای آن ها بر آمده بود. او برخی از عکس های تکی و شخصی این فوتبالیست را نیز که در اطاق هتل های محل اقامت او گرفته بود ، بر روی وبلاگی که خود آن را راه اندازی کرده بود قرار داد تا قضیه ابعاد جدیدی پیدا کند.
فرد مذکور که هم اکنون در ایالت کالیفرنیا آمریکا زندگی می کند ایمیلی با نام "شیوا رحیمی" دارد و از طریق آن عکس های آن فوتبالیست را برای کسانی که خواهان اطمینان از قضیه هستند ارسال می کند! اتفاقی که نمود خود را در وبلاگ های طرفداران آن فوتبالیست نیز گذاشته است و بسیاری را با او هم عقیده کرده است! فرد مذکور با بیان اینکه "شیوا رحیمی" نام واقعی او نمی باشد از خویشاوندی بسیار نزدیک خود با این فوتبالیست خبر می دهد و مدعی می شود که با او از سال های بسیار دور یعنی آن زمانی که وی هنوز در شهرستان خود توپ می زد ارتباط داشته است. او حتی خود را دلیل اصلی پیشرفت آن فوتبالیست می داند و می گوید: زمانی که او از یکی از تیم های مطرح تهرانی با مبلغی بسیار کم پیشنهادی دریافت کرد ، قصد داشت به یکی از تیم های دیگر شهر خود به دلیل دریافت مبلغ دو میلیون بشتر رود! که من ساعت ها با او حرف زدم و او را متقاعد کردم که به تهران رود. و او به تهران رفت و توانست با بازی های بسیار خوب خود تبدیل به یکی از بهترین بازیکنان ایران شود که به همراه تیم خود قهرمانی لیگ برتر را هم کسب کرد تا به تیم ملی نیز راه یابد.
او ادامه می دهد زمانی که این فوتبالیست به تهران رفت همچنان ارتباط خودش را با من حفظ کرده بود و بارها نیز به من قول ازدواج داده بود تا اینکه من به همراه خانواده ام مجبور شدیم به آمریکا سفر کنیم. جالب بود که همزمان با سفر من به آمریکا فوتبال او بسیار افت کرد خبرهای بسیار تلخی می شنیدم مبنی بر فساد اخلاقی او در تهران و اینکه به خوردن مشروبات الکلی سخت گرفتار شده است. و از تلویزیون هم بازی های ضعیف او را می دیدم و هر زمان با او صحبت می کرم او منکر منحرف شدن خود می شد.
وی در ادامه سخنان خود می گوید: او به هر شکل به امارات رفت و موقعیت برای من هم فراهم شد که در مقطعی که او به تیم اماراتی منتقل شد به آن کشور بروم و با یکدیگر زندگی کنیم. او مدعی است تمامی فوتبالیست هایی که در آن زمان در امارات توپ می زدند از ارتباط من با آن فوتبالیست در جریان بودند.
زمانی که قرار شد او به ایران بازگردد من به او اعلام کردم که: از تو حامله شده ام و نیاز به یک شناسنامه برای این بچه دارم و او بی توجه از کنار این قضیه گذر کرد اما من در تمامی این مدت به او اعلام می کردم که حاظر به گذشتن از این بچه نیستم و اورا به دنیا خواهم آورد که بسیاری می گفتند علت افت مجدد او در بازگشت به ایران ، ناراحتی روحی اش از این قضیه بوده است! تا اینکه بالاخره پس از تولد بچه و قبل از یکی از بازی های بسیار مهم لیگ برتر با او تماس گرفتم و از تولد بچه خبر دادم و همین عاملی شد تا او به شکلی کاملا عصبی از آن بازی مهم اخراج شود!! گویا نام آهنگ نیز برای این بچه انتخاب شده است که وی با این نام در وبلاگ ها مبادرت به افشاگری های خود می کند. زن مجهول الهویه در رابطه با افشاگری های خود گفت: من نه پول می خواهم و نه قصد گرفتن انتقام از آن فوتبالیست را دارم ، من تنها یک شناسنامه برای فرزندم می خواهم. تاکنون نیز به صورت علنی نیز خیلی از عکس ها و مدارک را افشا نکرده ام اما در صورت ادامه بی توجهی این پدر به فرزند خود همه آن هارا منتشر می کنم ، چراکه من دیگر این زندگی را نمی خواهم و فقط درصدد هستم آینده این بچه بی گناه تامیین شود!!
وی از وجود آزمایش هایDNA که ثابت می کند آن فوتبالیست ، پدر این کودک است خبر می دهد و می گوید: در اینجا از او شکایت کرده ام و اگر او سریعا برای گرفتن شناسنامه این کودک اقدام نکند تمامی این شکایت ها و مدارک را به رسانه ها می کشانم تا درس خوبی را به او داده باشم!! نتیجه گیری از این قضیه را فقط به شخص خود شما وا می گذاریم و هیچ داوری و اظهار نظری را از خودمان اعلام نمی کنیم! و تنها یه یک کلام بسنده می کنیم... تاسف و دیگر هیچ...
نوشته شده توسط پویا |
لینک ثابت | موضوع:
حوادث جنجالی |
|
|